عبد الحسين ميرزا فرمانفرما

366

مسافرتنامه كرمان و بلوچستان ( فارسى )

به مزارع سابق الذكر دراب‌سر مىرود . و از اين طرف هم رودى به‌طرف رمشك مىآيد كه آن را رود چاهان مىنامند و آب دائمى آن قريب به ده سنگ [ است ] و هر وقت سيل بيايد از رمشك گذشته به پوزهء ريگ راه اسفند و از آنجا به كفهء جازموريان منتهى مىشود . محصول رمشك از غله و برنج و تنباكوى سبز و ذرت و باقلا معادل صد و بيست خروار و بالاختصاص تنباكوى آن زياد [ ست ] و به اندازهء ده خروار عمل كرد دارد . و نخيلات آن زياده از بيست هزار و اهالى آنجا معادل دويست خانوار و در عمارات چوبى كه آنها را با نخيلات ابوجهل به وضع چادر قلندرى بسيار بزرگى ساخته [ اند ] و اطراف آن را با برگهاى نخل مىبافند و آن را « توپ » مىنامند نشيمن مىكنند و اطراف اين جلگه درّاج و آهوى زياد ، و در كوه طالقان و سياه‌كوه كبك و تيهو و شكار و خرس و پلنگ و گرگ و كفتار زياده از اندازه است ، خصوصا خرسها كه در زمستان انبارهاى خرما را مكرر « 1 » مىكنند و فصل حامين به نخلهاى [ 392 ] بيست ذرعى بالا رفته و خرما مىخورند و هنگام صعود به وضع معمول بالا مىروند و در فرود آمدن سر آنها به‌طرف زمين و پاى آنها بالا [ ست ] ، به اين شكل پايين مىآيند و از آدم چندان هراس ندارند . ضرورت ساختن قلعه 704 هواى رمشك با كهنوج سعيد خان مشابه [ است ] و قلعه خرابهء رعيتى نيز دارد ولى فعلا باير است . و چون طوايف بشاگردى را معامله و دادوستد آنها با اهالى رودبار و بلوچستان و سرحدّ منوجان و خاك فارس منحصر است به دو خطّ كه عبارت است از رمشك و سندرك ، اگر در اين دو نقطه دو قلعهء محقر محكم ساخته در هر يكى صد نفر نوكر گذاشته [ شود ] نظم آن حدود براى دولت آسان [ خواهد بود ] ، و الّا به‌واسطهء اين كوهسار سخت و مفرّ و مأمن زياد خصوصا حدود دراب‌سر تسخير اين رعيّت . . . بىتمدّن به نهايت دشوار است . بالجمله از رمشك تا اسفند بلوچستان چهار فرسخ [ است ] و حدّ و سدّ معينى ندارد . و فعلا شرح خطى را كه از سرخ‌قلعه به مزرعهء برجك و از آنجا به بنان و كرتكى مىآيد و به كنگرو ملحق مىشود بايد نگاشت .

--> ( 1 ) - كذا . شايد : مكرر غارت .